به گزارش شهرآرانیوز؛ «مادر آرزوها» نامی است که اولین بار سال ۱۳۹۷ برنامهٔ «بدون تعارف» به «سمیرا شاهوردی» داد. بانویی از اهالی لرستان و ساکن مشهد که خودش و زندگیاش را وقف محرومیتزدایی، خدمت به مردم و برآورده کردن آرزوی کودکان ایران کرده است. خودش میگوید «اینها همهاش لقب است. اصل همان «خادم مردم بودن» است.».
اما به هر حال، همین اسم، بازتابی از عشق و مسئولیتی است که در او و گروهش نهادینه شده و پذیرش و نزدیکی عاطفی میان او و جامعهای که به آن خدمت میکند...
در کنار ساخت روستا و احداث مدرسه، آرزوهای کوچک زیادی هم بوده که گروه «آرزوهای قشنگ» برآورده کردهاند. از یک دفتر، توپ فوتبال یا یک بسته مدادرنگی تا دوچرخه و چرخ خیاطی.
مثلاً سال ۱۴۰۰ جشن ازدواج ۳۱۳ زوج را طوری برگزار کردند که قبلاً در ایران اتفاق نیفتاده بود. در این مراسم، همهٔ عروسها لباس عروس پوشیدند و همهٔ دامادها لباس دامادی. مثل یک جشن عروسی واقعی با تمام جزئیات، اما دستهجمعی.
آنها ۳۱۳ زوج از سراسر مناطق فوق محروم کشور را که از نعمت داشتن پدر یا مادر یا هر دو محروم بودند یا والدینشان بیمار بودند، دعوت کردند. جهیزیههایشان را با کمکهای مردمی تهیه کردند (البته آستان قدس ۲۲۰ میلیون تومان و بنیاد علوی ۵ جهیزیه را تقبل کردند).
همهٔ این زوجها دو شب و سه روز در هتل پنج ستارهای در مشهد اقامت داشتند. شب حنابندان در حرم امام رضا علیهالسلام برایشان جشن گرفتند. بعد چندین آرایشگر زنانه و مردانه آوردند و در سالنهای مجزا عروسها و دامادها را آماده کردند و یک جشن عروسی کامل و واقعی برایشان برگزار شد.
حالا گروه جهادی «آرزوهای قشنگ» حدود ۴۰۰ نوه از همان زوجها دارد.
گروهی کوچک که از مسجد یک محله در مشهد شکل گرفت، به خانوادهای ملی تبدیل شد؛ گروهی که نامش «آرزوهای قشنگ» شد و امروز با هزاران حامی و هزاران آرزو پیوند خورده است. «سمیرا شاهوردی» با لقب «مادر آرزوها» روایت خدمت به مردم ایران را در یک جمله خلاصه میکند؛ «امیدآفرینی برای مردم؛ نه نمایش رنج».
«مادر آرزوها» نامی است که اولین بار سال ۱۳۹۷ برنامهٔ «بدون تعارف» به «سمیرا شاهوردی» داد. بانویی از اهالی لرستان و ساکن مشهد که خودش و زندگیاش را وقف محرومیتزدایی، خدمت به مردم و برآورده کردن آرزوی کودکان ایران کرده است. خودش میگوید «اینها همهاش لقب است. اصل همان «خادم مردم بودن» است.».
اما به هر حال، همین اسم، بازتابی از عشق و مسئولیتی است که در او و گروهش نهادینه شده و پذیرش و نزدیکی عاطفی میان او و جامعهای که به آن خدمت میکند...
در کنار ساخت روستا و احداث مدرسه، آرزوهای کوچک زیادی هم بوده که گروه «آرزوهای قشنگ» برآورده کردهاند. از یک دفتر، توپ فوتبال یا یک بسته مدادرنگی تا دوچرخه و چرخ خیاطی.
مثلاً سال ۱۴۰۰ جشن ازدواج ۳۱۳ زوج را طوری برگزار کردند که قبلاً در ایران اتفاق نیفتاده بود. در این مراسم، همهٔ عروسها لباس عروس پوشیدند و همهٔ دامادها لباس دامادی. مثل یک جشن عروسی واقعی با تمام جزئیات، اما دستهجمعی.
آنها ۳۱۳ زوج از سراسر مناطق فوق محروم کشور را که از نعمت داشتن پدر یا مادر یا هر دو محروم بودند یا والدینشان بیمار بودند، دعوت کردند. جهیزیههایشان را با کمکهای مردمی تهیه کردند (البته آستان قدس ۲۲۰ میلیون تومان و بنیاد علوی ۵ جهیزیه را تقبل کردند).
همهٔ این زوجها دو شب و سه روز در هتل پنج ستارهای در مشهد اقامت داشتند. شب حنابندان در حرم امام رضا علیهالسلام برایشان جشن گرفتند. بعد چندین آرایشگر زنانه و مردانه آوردند و در سالنهای مجزا عروسها و دامادها را آماده کردند و یک جشن عروسی کامل و واقعی برایشان برگزار شد.
حالا گروه جهادی «آرزوهای قشنگ» حدود ۴۰۰ نوه از همان زوجها دارد.
تقریباً ۹ سال است که گروه جهادی «آرزوهای قشنگ» توفیق دارد لباس نوکری امام حسین علیهالسلام و زائرانش را به تن کند. این گروه اربعین هر سال، افرادی را از مناطق فوق محروم، به کربلا میبرد؛ از مناطقی که ساکنانش حتی از روستای خودشان بیرون نرفتهاند. آن هم با بهترین خدمات و امکانات و در بهترین هتلها.
امسال هم این گروه جهادی، خادم ۷۰ زائر بودند که همگی از سنین ۷۰ تا ۸۰ ساله، ویلچرنشین و... بودهاند.
آرزوها را از کجا پیدا میکند؟ شاهوردی و گروه جهادی «آرزوهای قشنگ»، سفرهای زیادی به مناطق محروم دارند. وقتی مثلاً یک سال در سیستان و بلوچستان میمانند، به تمام روستاها سر میزنند. کنار مردم زندگی میکنند، در کپرهایشان میخوابند و از غذایشان میخورند. در همین رفت و آمدها و پای درد و دلشان نشستنها به عمق نیازهایشان پی میبرد.
همین زندگی میدانی و همراهی طولانیمدت با مردم است که در نهایت به کشف آرزوهای کودکان و نیازهای اهالی آن منطقه میرسد.
«آرزوهای قشنگ» شاید اسم زیبایی باشد. اما برای این گروه جهادی درد است. اسمش را گذاشتهاند «آرزوهای قشنگ» که حال خودشان و کسی که میشنود خوب باشد.
اما وقتی در یک منطقهٔ بسیار محروم، کودکی آرزوی وجود پارک در محل زندگیاش دارد، یا اتاقی که بتواند بدون خطر عقرب و مار با خانوادهاش در آن بخوابد، اینها میشود «درد».
مثلاً در مدت ده پانزده روزی که در جازموریان بود، بین همان گپ و گفتهای معمولی با اهالی، متوجه شد واقعیتهای بهشدت تلخی که ناشی از محرومیت است، در آن منطقه جریان دارد.
اینها دردهای زیادی است که گروه جهادی «آرزوهای قشنگ» میبیند، اما در عمل به فرمایش رهبر عزیزمان که فرمودند «امیدآفرینی کنید»، همه را در دل نگه میدارند و فقط حس زیبای «برآورده شدن آرزوهای مردم» را با دیگران به اشتراک میگذارند.
اصلاً همین که شاهوردی با چادر به مناطق محروم میرود، این بار را روی دوش خود احساس میکند که حالا سفیر و «دختر انقلاب» است و باید گوش به فرمان پیر فرزانهٔ انقلاب باشد.
مطالبهگری درست به بازی در زمین دشمن نمیرسد.
اما اگر درد و رنجها را منتشر کنند چه میشود؟ شاهوردی یک تجربهٔ شفاف در این زمینه دارد. حدود سال ۱۳۹۹ که وارد منطقهٔ جازموریان شد، کلیپهایی از منطقه منتشر کرد که شدت محرومیت آنجا را نشان میداد؛ نبود مدرسه، سرویس بهداشتی، حمام و خلاصه حداقل امکاناتی که باید باشد.
سؤالش این بود که چرا عقرب باید بچه را نیش بزند و بیمارستان آنقدر دور باشد که بچه بمیرد؟ چرا خانم پابهماه در گرمای ۶۰ درجهٔ جازموریان باید بدون آب و برق در یک کپر زندگی کند؟
آنقدر ماجرا در فضای مجازی بالا گرفت و تلخ شد که بعضی از مسئولان کرمان بحث جاسوسی و دروغپردازی را دربارهٔ او مطرح کردند. چون حالا کار به سوءاستفادهٔ شبکههای معاند هم رسیده بود. به همین خاطر شاهوردی معتقد است «مطالبهگری مردمیِ بهحق هم باید درست انجام شود.».
اما در نهایت، تلاش مستمر و پیگیریهای این گروه به نتیجه رسید و بخشی از مشکلات جازموریان حل شد.
منبع: فارس